خط لوله اتیلن غرب؛ پروژهای عظیم با ۱۶۰۰ کیلومتر خط اصلی و ۸۵۰ کیلومتر انشعاب، از عسلویه تا شمالغرب ایران، برای تأمین خوراک دهها مجتمع پتروشیمی و انتقال سالانه بیش از ۳ میلیون تن اتیلن.
این پروژه با شعار “توسعه متوازن” آغاز شد، اما در عمل بهدلیل نبود آمایش سرزمین، چالشهای جدی ایجاد کرده است. آمایش تعیین میکند کجا، چه صنعتی، با چه ظرفیت و چه اولویتی توسعه یابد. بدون آن، صنایع در جایی ساخته میشوند که از نظر آب، انرژی، حملونقل و بازار مصرف غیراقتصادی و ناپایدارند.
در این پروژه، بسیاری از پتروشیمیها در مناطق کمآب و دور از بنادر صادراتی جانمایی شدهاند؛ اتیلن از جنوب میآید، در غرب تبدیل به محصول میشود و دوباره باید به بندر برگردد. نتیجه؟ هزینههای مضاعف، مصرف بالای آب و انرژی و فشار شدید بر محیطزیست.
پیش از اجرای چنین پروژههایی باید به پرسشهای کلیدی پاسخ داده شود:
کجا باید این صنایع جانمایی شوند؟
آیا ظرفیت آب و انرژی منطقه کافی است؟
آیا حملونقل و صادرات بهصرفه است؟
پیامدهای زیستمحیطی چیست و زنجیره بالادستی و پاییندستی کجاست؟
وقتی این پرسشها بیپاسخ میمانند، توسعه هدفمند نیست. ما میلیاردها هزینه کردهایم، اما همچنان نمیدانیم به کجا میرویم.
جهت مشاهده این پست در لینکدین کلیک کنید
