تصور کنيد هزار سال پيش، در دل کوير خشک ايران، گروهي از مقنيها در حال حفر زمين بودند تا آب پنهان زير خاک را به سطح بياورند. اما پشت اين کار طاقت فرسا، چيزي فراتر از يک عمليات ساده جريان داشت: يک پروژه عظيم با تقسيم وظايف، مديريت ريسک و قوانين مشخص. حالا سوال اينجاست: اگر بگوييم ايرانيها قرنها پيش از تولد PMI، اصول مديريت پروژه را در قناتها پياده کرده بودند، باور ميکنيد؟
کتاب Qanats and Historic Structures in Persia نوشته دکتر Hormoz Pazwash بهخوبی توضیح میدهد که قنات ها فقط یک سازه آبی نبودند؛ بلکه یک پروژه تمام عیار بودند با اجزایی که شبیه به چارچوب های مدیریت پروژه امروز است. در ادامه بخشهایی از این کتاب را که به این شاهکار پرداخته بررسی میکنیم:
ابوبکر محمد کرجی (قرن یازدهم میلادی) در دست نوشته “استخراج آب های پنهانی” از ابزارهایی سخن گفت که خودش برای نقشهبرداری، اندازهگیری شیب و تعیین مسیر قنات اختراع کرده بود. چیزی شبیه به ابزارهای Survey و کنترل کیفیت پروژه در دنیای امروز. این یعنی حتی در قرنها پیش، «کنترل دقت طراحی» بخشی جدانشدنی از پروژه بوده است.
از سوی دیگر ، قناتها با شیب بسیار ملایم (حدود ۰.۱ درصد) ساخته میشدند تا از فرسایش و ریزش جلوگیری شود. فاصلهگذاری دقیق میلهها برای تهویه و تخلیه نخالهها طراحی شده بود. این همان چیزی است که امروز آن را Risk Mitigation Strategy مینامیم؛ یعنی کاهش ریسک شکست پروژه و تضمین بهرهبرداری چندصدساله.
از دوره هخامنشی تا ساسانی، ساخت قناتها با سیاستهای انگیزشی پشتیبانی میشد. مثلاً هرکس زمین را با قنات قابل کشت میکرد تا پنج نسل از مالیات معاف میشد. این یک نمونه تاریخی از Project Governance است: هماهنگی سیاستگذار، سرمایهگذار و بهرهبردار در یک ساختار برد-برد.
حفر قنات، کاری پرخطر بود که به تیمی سازمانیافته از «مقنیها» نیاز داشت. تقسیم وظایف، کنترل ایمنی و تداوم کار در شرایط بسیار سخت، مصداقی از مدیریت منابع انسانی پروژه است. حتی در اسناد تاریخی اشاره شده که مقنیها در قالب «زنجیرههای کاری» فعالیت میکردند، چیزی شبیه به تیمهای Cross-Functional امروزی.
قناتها فقط یک سازه آبی نبودند. آنها زیرساختهای تحول اجتماعی بودند: بیابانها را به زمینهای کشاورزی تبدیل کردند، شهرها و تمدنها را بهوجود آوردند و امنیت غذایی را قرنها تضمین نمودند. امروز هم هدف PMO و مدیر پروژه چیزی جز خلق ارزش پایدار برای سازمان و جامعه نیست.
و اما سوال آخر: ما چه چیزی از آنها یاد گرفته ایم؟ آیا پروژه های امروز ما، با همه تکنولوژی و نرم افزارهای مدرن، می توانند صدها سال دوام بیاورند، یا فقط تا پایان قرارداد زنده هستند؟
قنات ها به ما نشان می دهند که جوهره مدیریت پروژه در هم افزایی دانش فنی، مدیریت ریسک، تیم های متخصص و حکمرانی هوشمند است، نه فقط نرم افزار و گزارش. پروژه موفق، پروژه ای است که نسل ها را تحت تأثیر قرار دهد، نه فقط یک زمان بندی کوتاه.
جهت مشاهده این پست در لینکدین کلیک کنید
